تبليغاتX
خاطرات جناب مستدام آقا مش ممد خان جان

خاطرات جناب مستدام آقا مش ممد خان جان

(دامت افاضاته)

برو با اون بابای کچلت.....

سلام

چند روز پیش به همراه یک غریبه در آسانسور یکی از ادارات دولتی بودیم ...هر دو مان خیلی خشک و رسمی منتظر رسیدن به طبقه مورد نظر بودیم..همین طور که آسانسور بالا می رفت در آینه نگاهی به خودم انداختم... دیدم که پوست قسمت جلوی سرم در حال نمایان شدن است، نا خودآگاه روزی را تصور کردم که پسرم در مدرسه با همکلاسی اش دعوایش می شود و هم کلاسی با لحنی کودکانه به پسرم می گوید:...برو با اون بابای کچلت.... با تصور این صحنه دیگر نمی توانستم جلوی خنده خودم را بگیرم...

من می خندیدم و غریبه مرا نگاه می کرد و با خود می گفت...این یارو دیوونس.......

+ نوشته شده در  شنبه 7 خرداد1390ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مش ممد  | 

عدالت......

 

هنر عدالت آن نیست که همه گناهکاران به مجازات برسند،

عدالت در آن است که هیچ بیگناهی مجازات نشود .....

(قاضی دادگستر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 1 قبل از ظهر  توسط مش ممد  | 

اسطوره !!!!

 

 

جناب آقای علی دایی ....

متاسفم از اینکه در سرزمینی زندگی می کنم که اسطوره اش تو هستی ......

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مش ممد  | 

از هنر کهتر نیامد پدید .....

اکثر دوستان هم ورودی من، اکنون در مقطع کارشناسی رشته های بازیگری و ادبیات دراماتیک فارغ التحصیل شده اند، لیست زیر عنوان شغلی تعدادی از ما -که سعادتمند بوده و بیکار نماندیم- پس از اخذ مدرک مربوطه  است.

آقای       : فروشنده لباس زیر مردانه

آقای       : کارمند استخر

آقای       :دانشجوی ارشد، فروشنده مانتو

آقای       :دنداساز تجربی

آقای       :کارمند زندان    

خانم       : مدل لباس

خانم       : متاهل،خانه دار

خانم       :متاهل،خانه دار

خانم       :مجرد،منتظر خواستگار

آقای       : سیاهی لشکر سریال مختار نامه

آقای       : سیاهی لشکر سریال قهوه تلخ

آقای       :کارمند موزه

+ نوشته شده در  جمعه 5 فروردین1390ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مش ممد  | 

2 سفر با یک بلیط.....

مژده ...مژده

از این پس با تهیه بلیط هر یک از خطوط هوایی ، به یک سفر رایگان به دیار باقی دعوت خواهید شد..... 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 دی1389ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مش ممد  | 

بوسه ای بر دست تمام قضا پیشه گان شجاع....

جوانی ۲۸ ساله در یکی از شهرهای استان خوزستان به اشتباه به اعدام محکوم و حکم وی نیز قطعی شده بود .....با شجاعت قاضی اجرای احکام شهرمربوطه و تلاش خانواده و وکیل وی و مساعدت دادستان کل کشور از مرگ رهایی یافت و پرونده وی برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب فرستاده شد.....

کلماتم از گفتن حسم قاصر است اما کاش بفهمید حال مادرش را وقتی خبر تائید حکم اعدام پسرش را شنید و و می دیدید نگاه ملتهب دختر ۴ ساله اش را و حس انها را وقتی خبر رهایی عزیزشان را شنیدند و می چشیدید لذت خواندن حکم او را که انگار زیباترین کلمات عالم بود ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مش ممد  | 

یاد دهاتمان بخیر .....

به آنانی که در خاطره های دوران دانشجویی سیر می کنند...

حالا دیگر تالار نو و تجربه و سمعی بصری  خراب شده و پر است از کامپیوتر های اخمو .دیگر تمرین بیانی در کار نیست و دیوار ها پر شده است از کاغذ هایی که روی آن ها نوشته شده،((سکوت را رعایت فرمایید.))

پرده های آوینی دریده شده و پرژکتور ها شکسته شده و دیگر از دعوا بر سر تمرین بیشتر در پلاتو ها  خبری نیست ...نه فقط از اینها که از رامین محمودیان همیشه خسته و وحید اشرف پور با بهانه هایش و جای پای استاد مهدوی روی دیوار کلاس 737  هم خبری نیست...

حالا دیگر از دهاتمان  به شهر بی در و پیکر فلق کوچانده اندمان  و ما مانده ایم و یک ساختمان بزرگ بی روح در انتهای برهوت تا  کسی ظاهرمان را نبیند  و مبادا گمراه شود ....این جا همه چیز ظاهر خوبی دارد..اما تالار امیر کبیرِ مجلل هم نمی تواند برایمان جای خاطره امتحان گزارش نویسی در تالار شریف را بگیرد.....ژتون ها کارت هوشمند شده اند ...زمین چمن صمیمی مان استادیوم 5 هزار نفری شده ...جای پارک جلوی خانه مردم تبدیل به پارکینگی با چند نگهبان شده......ولی دهاتمان دلتنگمان است و ما هم اینچنین...دالان سبز و  جوی آب روان قنات خشکیده اند .....پردیس مدت ها است که تعزیه ای به خود ندیده... خاطره نویسی های روی دیوار آوینی محو و جای آن را دیوار پوش راه راهِ زندان  نمای گیج کننده گرفته...دیگر از گزارش نویسی از پردیس دانشکده و دوندگی های شبانه روزی برای نشریه خبری نیست. و خدا بیامرزد جشنواره و شور حالش را...انگار جوانی رفته است و خواب تسخیرمان کرده...

شما رفته اید و ما هم و دوستانی که دو روز در هفته به اجبار در دانشگاه ساعت می زنند و میگریزند ...نه از اجرا خبری است و نه از وحدت...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 شهریور1389ساعت 2 قبل از ظهر  توسط مش ممد  | 

وقتی مش ممد فارغ التحصیل می شود .....

سلام

الان دارم آخرین تغیبرات را روی فصل بندی های پایان نامه ام انجام میدم اما اصلا دست و دلم به کار نمیره ۲ ماهه که دارم برای تحویل پایان نامه دست دست می کنم...

تا  حالا چندین بار واسه دوستان فصل بندی کردم اما حالا که نویت خودمه انگار همه چیز از یادم رفته..

دلم نمی خواد از خاطرات خوب اراک جدا بشم ..از این زیر زمین.. از دوستام که الان همه شان رفته اند..

باورم نمیشه که دارم از این جا میرم..شاید واسه این باشه که اون بیرون چیزی بهتر از اینجا در انتظارم نیست... کاش الان سال ۸۵ بود..

خیلی دلم گرفته .....

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مش ممد  | 

جناب مستدام آقا ساراماگو

در گذشت جناب مستدام آقا ژوزه خان جان ساراماگوی عزیز دل با چند روز تاخیر تسلیت باد.

 

ژوزه ساراماگو

ساراماگو در ویکی پدیا

اندکی در باب او

نگاهی به کوری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 تیر1389ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مش ممد  | 

دنیای این روزای من .......

شنبه- حکم جلب زوج به علت عدم پرداخت 138 عدد سکه مهریه همسرش صادر گردید و  تحویل خانواده زوجه شد.......

یک شنبه – فردی با استفاده از چک سفید امضاء شریک سابقش 380 میلیون تومان از حساب وی برداشت کرده و متواری شده... – خانواده پسری 17 ساله که بوسیله خودرویش مسافر سوار می کرده و در بین راه به کمک دوستانش از مسافران به زور سرقت می کرده است مراجعه نمودند...

انبار نمک فردی در ازای 1200 عدد سکه بهار آزادی مهریه همسرش - که اکنون به همراه فرزندش به یکی از کشورهای خارجی رفته است - توقیف شد.....

دوشنبه – زنی که پس از اطلاع از رابطه پنهانی شوهرش با زن دیگری ،برای انتقام گیری با کار گذاشتن دوربین از رابطه شوهرش و زن صیغه ای فیلم برداری کرده است .در پی شکایت شوهر به بازداشت شده و کیفر خواست سنگینی برایش صادر شده...

خانواده یک کارمند اداری با 22 سال سابقه که به اتهام جعل بازداشت شده است مراجعه نمودند...

سه شنبه – رای برائت فردی از فروش مال غیر صادر شد. این فرد علاوه بر میراث خود قسمتی از زمینهای سهم خواهر و برادرانش را نیز فروخته بود..... – قیمت سکه به 312 هزار تومان رسید

چهارشنبه – فردی که به اتهام فروش مواد مخدر به چهار سال زندان محکوم شده،مراجعه نمود و به دنبال فردی می گشت که بتواند با پرداخت رشوه به وی مجازاتش لغو کند...

پنج شنبه – به همراه مامور کلانتری برای توقیف عملیات اجرائی ساخت و ساز یک مغازه به اتهام تصرف عدوانی مراجعه شد که فرد تصرف کننده هیاهو و درگیری  بسیاری ایجاد کرد...

فردی که به پرداخت 90 میلیون تومان به موکل محکوم شده است و فرد آبروداری است مراجعه کرد و بسیار گریه کرد...

جمعه – زوجی که روز شنبه حکم جلبش صادر گردیده بود پس از این که چند روز متواری بود . به دعوت زوجه برای آشتی به رستورانی مراجعه کرد و در آنجا توسط مامور کلانتری بازداشت شد ..

+ نوشته شده در  جمعه 21 خرداد1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط مش ممد  |